معماری؛ هویت ماندگار تمدنها
انسان از گذشتههای دور همواره اهمیت ساختن را در زمینههای مختلف از جمله معماری را هر روزه بیشتر از پیش درک میکرد و این امر در دوره تاریخی نمود بیشتری پیدا کرد. چنان که هر تمدنی که هزاران سال پیش بوجود میآمد یکی از مظاهر شناخت آن در دوره خود و ادوار بعد معماری آنان به شمار میآمد.
🏛️ ایران باستان؛ مهد معماری جهان
در این مورد ایران باستان یکی از بنیانگذاران عرصه معماری در نمایش قدرت تمدن و ماندگاری آن در حافظه تاریخ میباشد.
تخت جمشید و دیگر بناهای به جا مانده از دوران باستان گواه این ادعا میباشد. انسانهای هر عصر گویی در روزگار خود چنین میاندیشیدند آوازه و قدرت وجود آنان با ساخت شهرها و بناهای ماندگار با زبان مسافران و سیاحان بهترین نحوه انتقال عظمت آنان بوده، پرسپولیس و دیگر بناهای به جا مانده از دوران باستان گواه این ادعا میباشد که هنوزهم پس از هزاران سال درباره این مجموعه بسیار میشنویم، میبینیم و افتخار میکنیم و...
آنان برای انتشار آوازه خویش در مسیر عبور کاروانها به اقصی نقاط جهان در سینه کوهها و با صرف وقت و هزینه بسیار و هر آنچه در زمان خود از هنر و ابزار در اختیار داشتند اقدام به ثبت و وجود تمدن و تفکر خویش کردهاند بیستون خود سندی از این دست به شمار میرود.
🔥 معماری و قدرت نرم
اثر گذاری این عقیده در حمله اسکندر به ایران مشهود است گویی مقدونیان تحمل آوازه پارسه را نداشتند و این مکان را به آتش کشیدند. چنان به نظر میرسد که مقدونیان پارسه را پرچم در احتزاز ایران میدیدند هر چند نفس کار اسکندر به هیچ عنوان توجیه پذیر نمیباشد. ولی قدرت و اثر گذاری معماری را آشکار میسازد. البته ایرانیان نیز بارها و بارها بر قلب یونان تاخته بودند.
از این دست در تاریخ کهن سرزمین ما بسیار به چشم میخورد مانند حمله اعراب و ماجرای تیسفون و بناهای عظیم آن، که شنیده شده پس از دستیابی آنان به کاخ ساسانیان فرش بهارستان که در جهان بینظیر بوده قطعه قطعه شده و...
🕌 شکوفایی معماری ایرانی-اسلامی
با تمام این رویدادها و ورود اسلام به ایران باز این ایرانیان بودند که در شکوفایی معماری ایرانی اسلامی دست بالا در حیطه فرهنگی ایران آن زمان را داشتند که بیش از ده کشور فعلی را در بر میگرفت که دوره اوج آن در حکومت صفوی بروز کرده است. با بیان خلاصهای تاریخی از اثر معماری در زمانهای دور میتوان معماری را یکی از ارکان پیشرفت هر جامعهٔ بشری دانست که همواره با انسان بوده و هست و خواهد بود.
📐 معماری؛ رکن بنیادین جامعه
به نظر میرسد راهبری هر جامعه انسانی در هر نقطهای از جهان در نگاه کلی به چند اصل مهم و بنیادی وابسته میباشد که میتوان آن را به هرمی چند وجهی تشبیه کرد. اگر قاعدهٔ این هرم را دانش و حقوق در نظر بگیریم یکی از وجوه آن معماری خواهد بود.
هر چند کشاورزی، صنعت و بهداشت نیز از ارکان اصلی به شمار میآیند ولی یکی از ارکان اصلی هر کدام نیز به معماری وابسته میباشد.
🎭 معماری در آیینه فرهنگ عمومی
لذا با گفتار فوق اهمیت معماری در جامعهٔ کنونی به نظر مغفول واقع شده است که اجمالاً به این موضوع میپردازیم اثر معماری در فرهنگ عمومی. البته بحث فرهنگ گستردگی بسیار بسیار بزرگی را شامل میشود که ما در این گفتار به اندکی از اثرات شکوفایی آن در برخورد با معماری میپردازیم.
سینما و معماری
به عنوان مثال سینما یکی از شعائر فرهنگی به شمار میآید که جایگاه این هنر در رشد فرهنگی جامعه را همگان پذیرفتهاند. امروزه اندک سینماگرانی موفق یافت میشوند که برای ساخت اثر فرهنگی خود نیاز به لوکیشنهای معماری نداشته باشد تا جایی که در بسیاری از ساختههای هالیوود از قدرت معماری حتی در فضای غیر واقعی استفاده میگردد.
ورزش و معماری
یکی دیگر از عرصههای همگام با فرهنگ ورزش میباشد برای مثال از رشتههای پرطرفدار ورزش در عصر ما فوتبال و ورزشهای گروهی دیگر میباشد باید قبول کرد امروزه زیبایی و جذابیت فوتبال و دیگر ورزشها در گرو ساخت ورزشگاههای زیبا و مدرن میباشد که خود در گرو قدرت معماری هر کشوری میباشد.
شهرسازی و بناهای عمومی
از دیگر اثرات معماری در فرهنگ عامه را میتوان شهرسازی و بناهای عمومی را به شمار آورد که به نظر میرسد در کشور ما مورد غفلت قرار گرفته.
برای روشن شدن این موضوع لازم است به اشخاصی که مثلاً به کشورهای غربی سفر کردهاند اشاره کنیم این افراد عموماً به زیبایی شهرهای غربی اشاره میکنند که رابطهٔ تنگاتنگی با معماری دارد و اکثراً تصاویر بناهای عمومی را با خود به کشور وارد کرده و در فضای مجازی مایهٔ مباهات خویش میدانند. صرف نظر از درستی یا نادرستی این عمل قدرت معماری را در جذب بسیاری از توریستها و دیگر اقشار جامعه حتی سیاسیون نمیتوان نادیده گرفت که خود از پر درآمدترین جاذبههای توریستی و تفریحی و غیره را در اختیار کشورهای مقصد قرار میدهد.
🏗️ راهکارهای اصلاح ساختار معماری
همانطور که میبینید در هر یک از موارد فوق به تفصیل میتوان کتابی نوشت که در اینجا ما به اختصار به آنها اشاره کردهایم.
حال چگونگی اصلاح ساختارهای جامعه مدنی از بعد معماری را میبایست در نظر گرفت. در این معقوله به نظر میرسد که نقش دولت و حاکمیت نقشی اساسی و راهبردی میباشد چرا که اساساً مدیریت راهبردی معماری در کشور بسیار بسیار گسترده و پر هزینه میباشد.
از آنجایی که در طراحی و اجرای پروژههای بزرگ و اثرگذار معماری با صنایع دیگری که امروزه جای خود را در زندگی ما باز کرده ترکیب درست و کاملی وجود ندارد مانند هوشمندسازی که خود توانمندی قابلی را در اختیار ما قرار داده که میتوان پروژههای بلندپروازانهای با پشتیبانی نهادهای دولتی را توسط معماران ارائه کرد که در این راستا اهدافی چون زیباسازی، ترافیک و محیط زیست و در هدف کلی مدرنسازی شهری را دنبال کرد.
🌟 باززندهسازی؛ راهی به سوی آینده
برای مثال شروع چنین پروژهای در طراحی باززندهسازی خیابان آزادی که اهداف جامعه را در بر داشته و توان رقابت با کشورهای همسایه را داشته باشد را اجراء نمود که پیشنهاد میشود صرفاً با مدیریت و سرمایه دولتی و ارائه طرح کاملاً رقابتی و خصوصی میباشد.
یکی دیگر از عوامل مهجور ماندن معماری در مدرنسازی فاصله گرفتن دولت و حاکمیت به بهانه هزینههای توجیهناپذیر یا به اصطلاح لاکچری بودن که توان معماری کشور را به چالش و متعاقب آن توانایی و بروز خلاقیت در این عرصه را تحت الشعاع قرار داده.
"عمدتاً طراحهای بزرگ ملی (طراحهای غیر صنعتی) دچار بحرانهای صرفهجوییهای بیدلیل بوده که خود آفت بزرگی برای معماری به حساب میآید که اکثراً پروژههای از این دست مصداق خالکوبی شیر بر کتف پهلوانان کمطاقت شده"
حتی این موضوع در ساختار معماری کشور به جایی رسیده که متأسفانه عقبماندگی بزرگی حتی در مراکز برگزاری سمینارهای دولتی نیز مشهود است که هیئت دولت مجموعه کاملی از معماری فاخر در همایشهای بینالمللی در اختیار ندارند که توان رقابت در مقابل مجموعههای همتراز خود حتی در کشورهای همسایه را دارا باشد.
🎯 ضرورت تحول در معماری کشور
و به نظر میرسد که ما به هیچ وجه نتوانستهایم در این عرصه پا جای پای نیاکانمان قرار دهیم و ویترین قدرتمندی از معماری سابقهدار ایران را در انظار جهانیان به نمایش گذاریم.
نباید فراموش شود که هر صنعت و هنری منجمله معماری زمانی به شکوفایی خواهد رسید که به چالش کشیده شده و خود را در عرصه رقابت ببیند و اقبال دولتی و عمومی مایهٔ قدرتمندی آن خواهد شد البته به هدف رسیدن این موضوع مدیریت بسیار توانمندی را طلب میکند که چشم از کوچکترین معایب بر ندارد که همت جامعه معماران را طلب میکند که در گستره معماری کشور باعث الگوبرداری ساختوسازهای کوچک خواهد شد که خود موجب تقویت فرهنگ ساخت و ساز و رفع بسیاری از مسائل همچون اشتغالزایی و تربیت صحیح نیروی کار، حتی تولیدکنندگان مصالح ساختمانی خواهد شد و در هدف کلی تقویت اعتماد به نفس و خودباوری و برداشتن گامهای بزرگتر در آیندهٔ کشور خواهد بود.
📜 سخن پایانی
با تمام این گفتهها جامعه معماری با تمام مشکلات موجود میبایست در ارائه طرحهای مورد مثال با تمام توان به اثبات خود و توانایی خود اقدام نماید به مانند شاعرانی چون فردوسی، حافظ، مولانا و سعدی از کلماتی که در اختیار همگان بوده و همگان آنها را شنیده بودند اما صرفاً آنان اثری چنان میسازند که پس از قرنها از درخشندگی آنان اندکی کاسته نشده.
